چه نوشتن دارد برای خبرنامهی صدای سرو که اگر از سرو صدا بلند شود، از این انجمن صدا بلند نمیشود. کمینهی حقیر، اگرچه مدت کوتاهی است سعادت همراهی این جمع را دارم، اما به نکاتی برخوردهام که شاید همیشگی نبوده باشد، اما در این مدت که اینگونه بوده البته.
۱/ رهرو آناست که آهسته و پیوسته رود. از آمار و اطلاعات موجود چنان بر میآید که این انجن، موجودیتش تنها در یک اتاق جلسه تعریف میشود و از این چهارچوب خروج نمیکند. اما بنده اعتقاد دارم که در داستان خرگوش کانا و لاکپشت دانا، تحریفی صورت گرفته. زیرا تا آنجا که بنده مطلعم، خرگوش جلوتر از لاکپشت بوده.
۲/ یکی بود یکی نبود، غیر از دبیر هیچکی نبود. شکل حضور دوستان در جلسات، آدم را یاد تردد پلاکهای زوج و فرد میاندازد. هر هفته یک گروه میآیند.(به نظر میرسد دبیر انجمن نمره سیاسی باشد که هر هفته میآید)
۳/ من اینور جوق، تو اونور جوق، فقط فحش میدیم. این ضربالمثل را گروهی برای ما ساختهاند. در نظر اکثر دوستان، جماعت نویسنده دو دستهاند. استاد و گوسفند! هیچ حد وسطی وجود ندارد. یک استاد، چیز بد نمینویسد و یک گوسفند نمیتواند چیز خوبی نوشته باشد. به علت ضیق مکان…
بعدالتحریر: هر وقت سری به خانهی دبیر میزنم و زیر تختش را مملو از مجلات شهرزاد میبینم، احساس میکنم اینها قطعنامههای سازمان ملل بر علیه اسرائیل است، که مراد از آنها، فقط صدور بوده است نه اجرا.