من بودم که در خیابان صفائیه یا همان طرفها راه می‎رفتم. کودکی جلوی پاهایم قدم می‎زد، احتمالاً کلاس اول ابتدایی بود. پیرمردی گونی به پشت عرض خیابان را طی می‎کرد، احتمالاً کلاس اول ابتدایی بود، جوانی با موهای براق سیگار روشن می‎کرد احتمالاً کلاس اول ابتدایی بود، خانواده متشکل از پدر، مادر، دو خواهر و یک برادر سوار موتوری می‎رفتند احتمالاً کلاس اول ابتدایی بودند، پیرمردی مو و ریش بلند با کیف سامسونت مدل قدیمی می‎رفت داخل خواربار فروشی احتمالاً کلاس اول ابتدایی بود. پیرزن قوز کرده گدایی می‎کرد احتمالاً کلاس اول ابتدایی بود.دختر جوانی خیره به جوانی که گفتیم، احتمالاً کلاس اول ابتدایی بود.یک راننده تاکسی درست قیافه‎اش را ندیدم ولی احتمالاً کلاس اول ابتدایی بود.
مردی با موهایی بلند کنارم راه می‎رفت احتمالاً کلاس اول ابتدایی بود.. دارم این داستان را می‎نویسم احتمالاً کلاس اول ابتدایی هستم. پدرم و مادرم احتمالاً کلاس اول ابتدایی هستند.
نمی‎دانم وزارت آموزش و پرورش یا به قول بعضی ها پرورش و آموزش با این همه کلاس اول ابتدایی چه می‎خواهد بکند، احتمالاً وزارت آموزش و پرورش هم اول ابتدایی است.■