«نقدی بر هنر آزاد»
بحث پیرامون هنر آزاد، و حداقل آشنایی ما با این مجوز و قواعدش با مقاله‌ی هنر آزاد، نوشته‌ی آقای علی علوی میسر شد و این‌که درباره‌اش سخن و در حواشی آن، نقل و نقد بسیار است، نشان از تازگی و قابل بحث بودن آن دارد. یکی از فیلم‌سازان بنام گفته است: «به تماشای فیلمی می‌روم که درباره‌اش حرف و حدیث بسیار است. چه حرف خوب و چه بد.»
فکر نمی‌کنم درست باشد در مورد درستی یا نادرستی هنر آزاد صحبت کنیم. چه این‌که این قوانین در فضای فرهنگی‌ای غیر از کشور ما فراهم آمده و باید در همان فضا و توسط همان افراد مورد بررسی قرار گیرد. اما باید و می‌توان در مورد اجرایی بودن آن در فضای کنونی فرهنگی و هنری کشور بحث کرد. به نظر می‌رسد در ورود هر منع یا توصیه‌ی وارداتی، که سرچشمه‌اش در جای دیگری است، بومی سازی و مناسب‌سازی، اصلی تاثیر گذار و حتمی باشد. به این معنا که ورود هر پدیده‌ی بیگانه‌ای، می‌بایست سنجیده و عاقلانه و حتما بر اساس نیاز و خواست شرایط فرهنگی صورت گیرد. چه این‌که قانون مغایر هنر آزاد، (کپی رایت)، هنوز در فضای فرهنگی ایران، بومی نشده و کارگر نیفتاده است، اما از قرن هفدهم میلادی، به صورت اصلی قطعی و مکتوب، به اجرا گذاشته شده است و متناسب با هر زمانی، تغییراتی درخور توجه داشته است.
با مطالعه‌ی به اصطلاح منشور کپی رایت و پس از آن، منشور هنر آزاد، و به صورت عام، هر منشور و قانونی که در مغرب زمین تدوین شده است، پی به نظمی فراگیر می‌بریم. به عبارت دیگر، مسئله‌ی شناختی که در مغرب‌زمین بهای بیشتری پیدا می‌کند و همچون مکان یک نقطه در مختصات دکارتی، جایگاه دقیق نقطه را نشان می‌دهد. اهمیت شناخت مختصات و مکان دقیق نقطه، در شناخت نیازها و همچنین راه‌کارها نهفته است. بدین معنا که سلسله‌ای متوالی از شناخت‌ها، موجب بازشناخت هدف، مسیر و ابزار مورد نیاز می‌شوند و برای بشری که در میان انبوه اطلاعات و افکار و سلایق گرفتار آمده، راه حلی بدست می‌دهد. در این منشورها، ابتدا اصطلاحات دقیقا بررسی شده و سپس رابطه‌ی میان تعاریف معرفی می‌گردند. به عنوان مثال، مولف، اثر تالیفی و استفاده کننده‌ی اثر تعریف شده و بر اساس آن، رابطه‌ای تعریف می‌شود که در کپی رایت، کسی حق استفاده‌ از اثر را بدون اجازه‌ی مولف پیدا نمی‌کند و در هنر آزاد، مولف، خود اجازه‌ی استفاده و ارتقای اثر را تفویض می‌کند.
با توجه به نکات فوق، که شامل شرایط فرهنگی کشور و همچنین نظم ساری در این قوانین و ضمانت اجرایی آن‌ها و نبود قانون کپی رایت در ایران است، حرفه‌ای نبودن بسیاری از نویسندگان و هنرمندان ایرانی (به این معنا که هنرشان، منبع ارتزاقشان نیز باشد)، و همین‌طور کیفیت آثاری که می‌توانند با مجوز هنر آزاد عرضه شوند، (به این معنا که اثری که با این مجوز عرضه می‌شود، باید چه سطحی از کیفیت را دارا باشد)، ورود این مجوز به ایران، کاری سنجیده به نظر نمی‌رسد. چه این‌که می‌بایست بستر این اتفاق به طور کامل و مبسوط در کشور ایجاد شده و به شکلی، افراد برای درک، پذیرش و بکار بستن آن تربیت شوند. البته بدیهی است که نمی‌توان کسی را از پذیرش و اجرای آن منع نمود.■