سارا مقدم
سیمین دانشور جزو معدود نویسندگانی است که از دو عنصر شهرت و محبوبیت برخوردار بوده است. چه آن زمان که عدهای گمان میبردند زیر سایه و تأثیر پررنگ همسرش جلال آل احمد کمرنگ خواهد شد و چه آن زمان کهتصمیمگرفت به نصیحت دوستش صادق چوبک گوش بسپارد و دیگر کمتر تن به مصاحبه دهد. چنانکه رمان بزرگ او، سووشون تا سال ۱۳۵۷ به ده چاپ رسید و پس از آن نیز تقریباً در هر سال تجدید چاپ شد.
اما مجموعه داستانهای نخست این نویسنده چندان محبوبیتی برای او به همراه نیاورد و مجموعه داستانهای آتشخاموش و شهری چون بهشت از اقبال عمومی برخوردار نشد.
نکتهای که در اینجا ذکرش ضروری است، استقلال ادبی و شخصیتی سیمین دانشور از همسرش است. آل احمد علاوه بر کاریزمای قوی در عرصهی سیاسی، در عرصهی ادبی نیز همراه با لحن داستانی مختص به خودش توانست بر نسلهای بعد از خودش و حتی همنسلان خودش تأثیر ادبی قوی بگذارد. چنانکه عدهای تحت تأثیر آثار او به خصوص مدیر مدرسه داستان هایی به تقلید از او نوشتند. اما سیمین دانشور چنانکه در داستانهایش نشان داد از استقلال ادبی ویژهای برخوردار بود. او خود میگوید: ذهنیات من و جلال، هردومان با هم متفاوت بود اما هردو این تفاوت را پذیرفته بودیم و این آزادی را به هم داده بودیم . اما جلال نیز در ادبیت آثار خود از سیمین دانشور و نظریات او تأثیر میپذیرفته است، چنانکه مثلاً در شرح احوالات خود که در سال ۱۳۴۶ آن را نوشته، دربارهی تأثیر دانشور بر زندگی هنریاش مینویسد: سیمین دانشور اهل کتاب و قلم و دانشیار رشتهی زیباشناسی و صاحب تألیفها و ترجمههای فراوان است و در حقیقت به نوعی یار و یاور اینقلم، که اگر نبود چه خزعبلات که به این قلم در آمده بود. از سال ۱۳۲۹ به این طرف هیچ کاری به این قلم منتشر نشده که سیمین اولین خواننده و نقادش نباشد.
گلشیری در مورد آتش خاموش که نگارش آن از مهرماه ۱۳۲۱ با اشکها تا بهمن ماه ۱۳۲۶ تا کلاغ کور طول کشیده ومجموعه داستان شهری چون بهشت میگوید:«در مجموع این آثار، گذشته از آثار هدایت و بزرگ علوی حتی در مقایسه با آثار همزمان مثلاً کتاب اول چوبک، خیمهشب بازی ۱۳۲۶ سیاهمشقی بیش نیست. مجموعهی شهری چون بهشت نسبت به کلاغ کور و عطر یاس نشان دهندهی راه درازی است که دانشور طی کرده و به قدرت نسبی رسیده است . تقلید از او هنری به چشمداشت به نویسندگان دیگر تبدیل شده؛ فاکنر در شهری چون بهشت و همینگوی در زایمان و بخصوص چخوف در یک زن با مردها و گاهی به تبعیت از مد زمانه در سرگذشت کوچه کشیده است. با این همه در همهی این رفت و بازگشتها و جستجوها که لازمهی ذهنی فعال است و از اضطراب جان آن نقشباز میگوید، همچنان همان خمیرمایههای اصلی برجاست، همان قالبهای نقشزن اما میتوان قاطعانه گفت صورتخانه و شهری چون بهشت سنگ پرش دانشور است برای رسیدن به سووشون با این توجه که ساخت صورتخانه کاملتر و بسامانتر است .
حسن عابدینی در صد سال داستاننویسی خود مینویسد: «در اغلب داستانهای شهری چون بهشت نویسنده بهصورت راوی گزارشگر حضور دارد و مسائلی را که بر آدمهای غالباً کلی داستانها میگذرد به شیوهای عاری از تخیل هنری روایت میکند. در این داستانها دانشور نویسنده مضمون است و به فرم توجهی ندارد… و از آنجا که میکوشد همهی زندگی آدمها را در داستان کوتاه بیان کند، ناگزیر به وقایع نگاری میشود و کارش عمق لازم را نمییابد…»
این منتقد داستان کوتاه «سرگذشت کوچه من» را نیز گزارشی ناموفق ارزیابی میکند و مجموعه داستان دوم نویسنده یعنی «آتش خاموش» را از چنان اهمیتی برخوردار نمیبیند که عنوان آن را در تحلیل هایش در کنار نامهای آل احمد و بهرامصادقی قرار دهد.
موضوع اغلب این داستانها را دو چیز تشکیل میدهد: عشق و شکست در عشق. در داستانها زنانی را میبینیم که در پی شوهرانشان هستند (سرگذشت کوچه و مردی که برنگشت) و عشقهای نافرجام و خیانت (در شهری چون بهشت و یک زن با مردها). سیمین دانشور چند داستان کوتاه در «جنگ الفبا» (۱۳۵۶ـ۱۳۵۲) چاپ کرد. موضوع این داستانها که بخشی درمجموعهی «به کی سلام کنم؟» را تشکیل میدهند، مسائل سیاسی و اجتماعی دههی ۵۰ و اختناق حاکم بر جامعه است. با این وجود تاریخ ادبیات ایران در انتظار خلق و درخشش رمانی بود که علاوه بر زنده نگهداشتن حوادث تاریخی وسیاسی بخشی از این کشور، پرداخت محکم و استوار خود را الگوی داستان نویسان دوران پس از خود کند. در چنینشرایطی، رمان «سووشون» در سال ۱۳۴۸ وارد عرصهی ادبیات شد و تازه این زمان بود که اهمیت توانایی نویسندهاش برهمگان مشخص شد. این اهمیت نه به خاطر همسری مردی چون جلال بود و نه به خاطر استادی کرسی دانشگاه تهران ـ که در آن زمان از اهمیت ویژهای برخوردار بود ـ نه انتشار دیگر آثار او: «آتش خاموش، به کی سلام کنم؟، شهری چون بهشت، از پرندههای مهاجر بپرس»، بلکه به خاطر خلق رمانی بهیادماندنی بود که پس از گذشت بیش از سه دهه هنوز در صدر پرفروشترین رمانهای ایرانی و آغازگر فصل نوینی ازتاریخ داستان نویسی ایران است.
محبوبیت و شهرت مستقل سیمین دانشور ـ بدون هیچ سایهای از جلال ـ درست از این زمان آغاز شد. دانشور در این داستان پر حرکت، با نثری حساب شده، دقیق و استوار، تصویری هنرمندانه از تحولات سیاسی و اجتماعی ایران به طور اعم و منطقهی فارس به طور اخص، ارائه میدهد. تحولاتی که مربوط به سالهای جنگ دومجهانی در ایران است . او دیگر در این زمان، در پی مطالعات گسترده در ادبیات ایران و جهان، دربارهی نثر داستانی، دیدگاه خود را قوام داده است. او معتقد است که نثر داستان باید دارای محتوا باشد، سنگین و متصنع نباشد، روان و گویا باشد و جنبهی تخصصی نداشته باشد و نویسنده در کسوت تمثیل یا تصویرسازی از زبان شخصیتها به ویژه نشان دادن اعمال و رفتار و خوی آنها و خصلتها، که ضمن درگیر کردنشان با رویدادها و فضا و مکان خاص با پیشبرد سیر زمان آشکار و آشکارتر شود، روان شخصیتها و ذهنیت آنها را بشکافد. و توانست این تئوری را در رمان بزرگ «سووشون» اعمال کند و شخصیتهایی را خلق کند که در ذهن داستان نویسان وحتی خوانندگان ماندگار باشد: یوسف و زری. شخصیتهای رمان با قدرت مشاهدهی درخشانی ترسیم شدهاند. آنقدر مشخص که هر یک روحیه و عملکرد گروه اجتماعی معین را مجسم میکنند. البته هیچ یک از آنان در حد تیپ نمیمانند و همه فردیتی خاص مییابند. فکراصلی رمان، پرداختن به انسان مبارز است. به همین دلیل، در سراسر داستان شاهد درگیری یوسف ـ قهرمان رمان ـ با آدمهای خود فروختهایم. اما داستان از نظرگاه زری روایت میشود و زری ملموسترین قهرمان رمان، در همهیدرگیریها حضور دارد و وقایع را به ترتیب توالی زمان واقعی نقل میکند. گلشیری در کتاب جدال نقش با نقاش دربارهی رمان چنین گفته است: «سووشون» به اعتبارهایی هم رمان تاریخی است، هم سیاسی افزون بر این دو صورت بیانی رمان رمزی است. یعنی صرف نظر از قصد آگاه یا ناآگاه نویسنده، به استناد متن موجود، دارای دو معنای قریب و بعید است که از نظر اول و زمان انتشار همان معنایقریب دیده میشود؛ اما خوانندهی آزموده معنای بعیدی نیز را میتواند ببیند، با این تذکر مهم که با پایدار شدن معنایبعید، معنای قریب فراموش نمیشود، چرا که سطح ظاهری نشانه نیست تا به مجرد رسیدن به سطح باطنی فراموششود.