نقدی بر آثار داستانی دو بووار / معصومه عسگری
“مشخصا تصاویر زیبا و وانهاده”
نثر داستانها بسیار بسیار روان و واقعبینانه است. شخصیت پردازیها و حتی ترتیب چینش موضوعات آنقدر روان و ساده صورت گرفته که خواننده حس نمیکند این یک داستان است. همه چیز شفاف و جاندار است و حقیقت بیپرده عیان است.
آنچه در “تصاویر زیبا” میبینیم ارائه تصویری خوک صفت و هالو از مرد، و تصویری پر تشویش، نگران ومضطرب از زن است. تصاویر زیبا به نظر کنایه از تصاویر زشت است…تصاویری که در اطرافمان زیاد میبینیم و شاید در نگاه اول زیبا باشند اما در برخورد و تعامل با آنها به زشتی هرچه بیشتر آنها وقوف مییابیم. تصویر زن در تصاویر زیبا در واقع تصویر زن در جامعه پرهیاهو و در حال صنعتی شدن نویسنده است اما در همان جامعه اینک آن زن تشویش و نگرانیها را پشت سر نهاده است و اضطرابهای جدیدی را تجربه میکند. پوچی، تکرار و بیهودگی حسی است که در آثار دو بووار و در این اثر موج می زند و به خواننده این حس را منتقل میکند که هر چه کنی فرقی به حالت نمیکند و آنچه که نباید بالاخره در هر صورتی به سرت میآید.
در رمان “وانهاده” با زنی روبرو هستیم اخلاقگرا و وفادار به خانواده. زنی که فداکاری میکند تا بهتر تربیت کند، زنی که تحصیل و علم و شغل و… را کناری مینهد تا مادری و همسری را به حد اعلا برساند… اما نتیجه این اشتباهش را میبیند، دخترانی غیر متعادل و نا موزون ارائه میدهد که خود از آن بی اطلاع است، اما کم کم به آن واقف می گردد و شوهرش هم او را مثل یک گل پژمرده و انسان در خانه فسیل شده کنار مینهد. در این رمان هم مثل اثر قبل تصویر مرد خوک صفت و بی سروپاست و خانواده و دلگرمی به این نهاد به مسخرگی هرچه تما متر نکوهش شده است. در فرازهای آخر داستان، ما با افکار مشوش مادری روبرو هستیم که ضعفهای شخصیتی دخترانش را به خود نسبت میدهد و در دور دستها، به دنبال خطاهایش میگردد. زنی که خود را وقف کودکانش کرده است، امروز مشاهده میکند که در مقابل آن همه فداکاریها، نه تنها هیچ چیز به دست به دست نیاورده است، بلکه همه چیز را هم از دست داده است…. زیبایی، - به خاطر دو زایمان و شیردهی- شغل خوب، تحصیلات عالیه، اطلاعات روز و… و سرکوب نقش خانوادگی زن، ارزشی است که پیدا و نهان میتوان در این کتاب به آن پی برد. آزادی جنسی و بیقیدی خانوادگی، ارزش دیگری است که افراد روشنفکر و تحصیل کرده در این کتاب به آن پایبندند و اینرا به زن هم - از اول تا آخر داستان- سفارش میکنند و او هرچند به آن تن در نمیدهد، اما در بندهای آخر کتاب که پس از بازگشت از نیویورک، پشت در بستهی اتاق خود و شوهرش قرار میگیرد، فکر می کند که با باز کردن آن در، که در چند روز آینده صورت خواهد گرفت، افق های جدیدی هم به روی او در باز خواهد کرد و او به خود میقبولاند که جبرا راهی جز همرنگ شدن با دیگران، ندارد.■
محتویات فمینیستی : ۱- مرد ستیزی: هیچ چهرهی منطقی و مثبتی از مرد ارائه نمیشود ۲- زن مداری: قهرمانها همیشه زنانی هستند که از جانب مردی مورد ظلم واقع شدهاند ۳- تضعیف خانواده به عنوان یک نهاد: به نقشهای خانوادگی، با تمسخر و همواره مقرون به شکست نگریسته است ۴- آزادی جنسی.


Leave a Reply