چه حسی داری وقتی کتابی را از روی پیشخوان مغازه‌ای برمی‌داری و احساس می‌کنی کمی با بقیه کتاب‌ها فرق دارد. نوعی تفاوت… شاید… یا وقتی عکس یک امریکایی دهه‌ی شصتی را می‌بینی که ایستاده، دست‌هایش را در جیبش کرده و خیره شده به خواننده‌ایی که تو باشی با لبخندی که معلوم نیست می‌زند یا نه… البته دختری هم هست که… همه چیز این کتاب عجیب است از عنوان گرفته تا جلد و فهرست و براتیگان بودن اسم نویسنده‌اش..
براتیگان در این کتاب دویست و هفت صفحه‌ایی سعی خود را بر آن داشته است که به نوعی ادبیات خاص دست پیدا کند که به براستی هم توانسته و باعث شده که بعد از او نوعی سبک براتیگانی در امریکا بوجود بیاید. او در عبارت معروفی می‌گوید: من هفت سال شعر نوشتم که یاد بگیرم چطور جمله بنویسم، چون واقعا می‌خواستم رمان بنویسم و تصور می‌کردم تا وقتی نتوانسته‌ام جمله‌ایی بنویسم، رمان هم نمی‌توانم بنویسم.
این کتاب را علاوه بر دارا بودن ادبیاتی منحصر به فرد می توان با داشتن شیوه‌ایی خاص در نقد رادیکالی جامعه‌ی‌ امریکایی، نیز منحصر به فرد دانست.
براستی سخت‌ترین حالت این است که بخواهی به شکلی که با دیگر رمان‌ها بر خورد می‌کنی با براتیگان‌ها برخورد کنی یعنی مثلا بروی جلو و بگویی سلام آقای براتیگان. می‌خواهم صید قزل‌آلا را بخوانم! و او هم یا همان لبخند همیشگی که معلوم نیست هست یا نیست، به تو بگوید خب بخوان! ولی سعی نکن چیزی بفهمی! و بگویی: آها! من فهمیدم تو چی گفتی! و البته این طور نیست که فکر کنی قرار است کتاب جادوگری و علوم غریبه بخری… صید قزل‌آلا با براتیگان، آنچنان هم دور از دست نیست. تنها نیاز دارد خودت را در محیطی جدید فرض کنی که قرار است با آن خو بگیری و خودت را وفق بدی.
براتیگان با ادبیات فوق‌العاده خود در این کتاب سعی بر آن داشته است خواننده را وارد هزار توی تخیلات و عبارات و کلمات کند و به مخاطب خود نشان دهد که کاربرد کلمات را فهمیده است. این قدرت استفاده به جا و به موقع از کلمات را می‌توان در شعر های او نیز دید.
در فصل مرگ قزل‌آلا بر اثر شراب پورتو، شاهد نوعی مرثیه هستیم که ناگهان ما را به داخل خود می‌کشد. خواهیم دید که همه چیز عوض شده و رنگی خاص بر فضای ذهن خواننده شکل می‌گیرد:

مستراحی نبود. نشسته بر دامن خیال. واقعیت بود. یک قزل‌آلای یازده اینچی رنگین کمان به قتل رسیده بود. دریا و اقیانوس را، تا ابد از او بی نصیب گذاشتند، با یک جرعه شراب پورتو که به خوردش دادند.
خلاف نظم طبیعی مرگ است که قزل آلا بر اثر جرعه‌ایی شراب پورتو بمیرد. ایرادی ندارد گردن قزل‌آلا را ماهی‌گیری بشکند و پرتش کند توی سبد، یا مبتلا شود به قارچ‌هایی که همچو مورچه‌های شکرفام روی تنش بخزند تا سر اخر که قزل‌آلا بیفتد توی شکردان مرگ.
ایرادی ندارد قزل‌آلا به دام برکه‌ای بیفتد که آخرای تابستان خشک خواهد شد یا بیفتد به چنگال پرنده‌ای یا به چنگ جانوری. بله، ایرادی ندارد حتی که قزل آلا از آلودگی بمیرد، در رودخانه‌ایی از مدفوع خفقان‌آور انسانی. قزل‌آلاهایی وجود دارند که بر اثر کهولت سن می‌میرند و ریش سفیدشان به دریا جاری می‌شود. همه این‌ها در چهارچوب مرگ طبیعی می‌گنجد، ولی مردن قزل‌آلا بر اثر نوشیدن جرعه‌ایی شراب پورتو امر دیگری است.
همان طور که می بینیم شاهد دیوانگی‌های مردی هستیم که در عین نقد می‌خواهد جرعه جرعه ادبیاتی ناب و اصیل از نوع خودش را به کام ما بریزد. القاب و کاربرد‌های مختلفی می‌توان به این کتاب داد؛ شاید بشود گفت این کتاب پر است از کلمات و کاربرد‌های عجیب و غریب آن‌ها، شاید بشود گفت با نقدی سخت بر اجتماع طرفیم و شاید بخواهیم کتاب را شطحیات یک امریکایی بنامیم. ولی در نهایت این کتاب صید قزل‌آلا در امریکا نوشته ریچاد براتیگان است که با قیمت دو هزار تومان می‌تواند شما را به عمیق‌ترین و زیبا‌ترین تفکرات آدمی ببرد که هفت سال برای اولین جمله‌اش صبر کرد.