کلیدر و زبان رمان / رضا براهنی / قسمت چهارم

کتابی متفرعنانه‌تر از ما نیز مردمی هستیم در بحث ادبی نمی توان پیدا کرد. این کتاب آقای دولت آبادی را فقط می‌توان با کتاب مأموریت برای وطنم شاه مقایسه کرد. در این کتاب یک طرف ملت و اراده‌ی ملی قرار دارد و در طرف دیگر، کسی که مظهر ملت و مظهر اراده‌ی ملی، یعنی دولت [...]

کلیدر و زبان رمان / رضا براهنی / قسمت سوم

آیا آقای دولت آبادی به سیر حرکت تاریخی نثر فارسی و موقعیت نثر فارسی وقوف داشته است؟ درست است که حوادث نثر دوم، یعنی «نمایشگاه شرقی» در چارچوب تجربه‌ی آدم های کلیدر نمی گنجد، ولی آدم هایی از نوع «زرین کلاه» را به آسانی می‌توان در کلیدر پیدا کرد. خواهیم دید که آقای دولت آبادی [...]

کلیدر و زبان رمان /رضا براهنی / قسمت دوم

۳ـ این مسأله در نثر فارسی، صورتی خاص خود پیدا کرده است. از همان آغاز، قصه‌ی کوتاه به معنای امروزی کلمه، بر اساس دگرگون کردن نقش زبان پیدا شده است. نثر، از دوران مشروطیت به بعد، به ویژه پس از جمالزاده، نقش خاصی در روایت بازی کرده است. این نقش بر اساس این که نثر [...]

کلیدر و زبان رمان /رضا براهنی / قسمت اول

۱ـ در میان آثار فراوان محمود دولت آبادی در حوزه‌ی رمان، آثار خوب و بد و متوسط فراوان دیده می‌شود. بررسی همه‌ی این آثار احتیاج به صرف وقت فراوان دارد که ما آن را در اختیار نداریم؛ و آن هایی که وقت داشته اند به بررسی این آثار پرداخته اند، و در آینده نیز کسانی [...]

دوگانگی در معماری وهم و واقعیت / محمد مختاری

«باید بنشینم و تمام ستم هایی را که پدرت به من روا داشته، یک جا نقل کنم و تو بنویسی‌شان». (ص ۲۰)
سامون که این گونه در آغاز، طرف خطاب عمویش یا‌دگار است، سرگذشتی پرداخته است از مردم یک آبادی، که خود پس زمینه‌ی زندگی یک خاندانند؛ هم چنان که این خانواده آمده‌اند تا پس زمینه‌ی [...]

زیبایی شناسی زبان در روزگار سپری شده… / محمد بهارلو

زبان محمود دولت آبادی در روزگار سپری شده‌ی مردم سالخورده، ساختاری است مرکب از زبان نوشتار و زبان گفتار و زبان شاعرانه یا شعرگونه، که تجلی موضوع یا مایه (تم) و نماینده‌ی شخصیت آدم‌های رمان است. این ساختار زبانی، که پدید آورنده و سازنده‌ی سبک رمان به طور کلی است، همان چیزی است که از [...]

نعره زنان تا سراپرده ی زبان «کلیدر» / جواد اسحاقیان

برجسته‌ترین ویژگی در «کلیدر» دولت‌آبادی، رفتار شاعرانه با نثر است. وقتی هدف کسی از نوشتن تنها پیام‌رسانی باشد، پیام، «اصل» و زبان، «فرع» پنداشته می‌شود. در بسیاری از آن‌چه روزمره می‌گوییم و می‌شنویم، چنین قصدی آشکار است اما گاه نویسنده ضمن بیان مطلب و ادای مقصود، تأملی بر زبان و گونه‌های کاربرد آن دارد؛ می‌کوشد [...]

پیرامون آثار محمود دولت آبادی / حسن شکاری

عرصه‌ی رمان، عرصه‌ی تجلی درک و دریافت و شناخت نویسنده از کل جریان هستی و جامعه‌ی بشری، و یا دست کم، عرصه‌ی سعی و تلاش نویسنده برای درک جهان و زندگی و انسان، و شاید عرصه‌ای برای مکاشفه‌ی زندگی و کشف دوباره‌ی انسان و رابطه‌ی این انسان و این زندگی است.
همه چیز در شکل گیری [...]

ابرهای لجنی/ حامد جلالی

نمی‌خواستم دیگر از آن وقت‌ها حرف بزنم، شاید ارزش حرف زدن ندارد. می‌گوید: «اگر نگویی، پس من چه بنویسم؟»
معلم انشایشان خاطره‌ای از پدر و مادرها خواسته است. مگر من خاطره‌ی دیگری ندارم که می‌خواهم از آن وقت‌ها تعریف کنم؟ شاید هم ندارم. آخر تنها خاطره‌ای که از خود، یادگاری برایم گذاشته، همان است؛ وقتی آن‌طور [...]

«چشمی به خاک ترک خورده» / روح الله کاملی

برایم گفته بود؛ گفته بود از زنی که تنش طلاست. از یک زمینه گفت که قدیم ها یکی هر چه داشته و نداشته، یعنی همین مجسمه‌ی طلا را دفن کرده توی کشتزارها.
قبلن‌ها چیزهایی شنیده بودم. «پیر مراد» می‌گفت که جوان‌ها نمی‌خواهند باور کنند که این خاک‌ها گنجی توی شکم دارند؛ که جربزی دست گرفتن بیل [...]